تبلیغات
ریاضیات پایه و آموزش عالی - مطالب موضوعات جالب ریاضی
 
مرکز موسس: سما واحد کرمان


استاد: ناصر توحیدپور
  :: مدیر وب سایت : ناصر توحیدپور
» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

اولین وبسایت رسمی ریاضیات مراکز سمای ایران

بچه های عزیز..از ویکی پدیاست.. جالــــبه،بعد از کلیک حتما save اش کنید. ایمیج هست.







:: مرتبط با: موضوعات جالب ریاضی ,
زنگ ریاضی
چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت 04:10 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست جواد کلانتری | ( نظرات )

دیروز در درس ریاضی گفت استاد                 مهر و وفا را ضرب در صلح و صفا کن

مجموغه غم را بنه در یک پرانتز                    روی لبانت آکلاد خنده وا کن

یک نقطه فراز از نون محنت                          با نقطه بای محبت آشنا کن

هر نامساوی را مساوی کردن اولی               دلتای قلبت را بری از کینه ها کن

منزل مکن در زیر رادیکال دنیا                        یا خویش را با یک توان زآنجا رها کن

از نقطه ای بر روی مختصات ذهنت                خطی برای مهربانی ها جدا کن

منها مکن ما را زخون بی دریغت                    بردار لطفت را خدایا سوی ما کن





:: مرتبط با: موضوعات جالب ریاضی ,
داستان شمع و ریاضیدان
چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت 04:06 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست جواد کلانتری | ( نظرات )
آقای شمع جلوی آینه ایستاد. نگاهی به مو های سیخونکی اش انداخت و با خودش گفت: آه، امروز عجب روز خوبی برای سوختن است! پس یک کبریت بی خطر برداشت و نخ بالای سرش را آتش زد تا به دنیا یادآوری کند که هیچ کبریتی بی خطر نیست!

آقای شمع ناگهان احساس کرد که سرش داغ شد، افکارش روشن شدند و همه جا را روشن دید. با خودش گفت: عجب دنیای روشن و تمیزی؛ چرا این کار را زودتر از اینها نکرده بودم؟، چرا همه ی این سالهای عمرم را در سردی و تاریکی سپری کرده بودم؟.  هنوز چند دقیقه ای از تجربه ی این گرمای مطبوع و روشنی بخش نگذشته بود که نگهان احساس کرد بخشی از داغ ترین سمت وجودش از کنار موهای سیخونکی و تابناگش به زمین چکید، به خاک افتاد و یخ زد. دید که دارد قطره قطره در حرارت این نور گرمی بخش ذوب می شود!

آقای شمع با خودش فکر کرد که دو راه بیشتر ندارد؛ یا خودش را خاموش کند و بقیه عمر جاودانش را در تاریکی و سردی سپری کند، و یا روشن و گرم بماند و ادامه ی عمر کوتاهش را به آتش بکشد. آقای شمع کمی فکر کرد و تصمیم گرفت موقتن هم که شده کمی خودش را خاموش کند تا بتواند سر فرصت برای ادامه ی زندگی اش تصمیم مناسب را بگیرد.

او مقداری برای خاموش کردن خودش تلاش کرد و از آنجایی که شمع باهوشی بود، به بزرگترین کشف زندگی درخشانش رسید. اینکه؛ هیچ شمع روشنی قادر به خاموش کردن خودش نیست!

بنا بر این آقای شمع تصمیم گرفت تا برود و دنیا را در روشنایی وجودش از نو ببیند. او می خواست همه چیز را روشن تر ببیند، دریا ها را، جنگل ها را، سگ ها و ینیفورم ها را، او دوست داشت مردم را دوباره ببیند، چهره هایشان را در درخشش نوری که به همراه داشت از نو نگاه کند؛ عمق روحشان را و برق چشمهایشان را. او می خواست زندگی را در روشنایی خودش تجربه کند.

آقای شمع به راه افتاد و رفت و رفت تا به یک ریاضیدان رسید. به ریاضیدان گفت که میخواهد تمام دنیا را از نو و در روشنی خودش ببیند.

ریاضیدان چیزی نگفت. تنها کورنومترش را به کار انداخت چند لحظه صبر کرد تا یک قطره ی گرم و درخشان از کنار  موهای آقای شمع به زمین افتاد. سپس دست به کار شد و یکبار آقای شمع و بار بعد قطره چکیده شده بر زمین را وزن کرد. بعد از آن این دو عدد را برهم تقسیم نمود و عدد بدست آمده را در عدد روی کورنومتر ضرب کرد.

ریاضیدان نفس راحتی کشید و گفت: طبق محاسبات شما حدودن هفتاد و دو دقیقه و یارده ثانیه و دو دهم ثانیه عمر می کند. و مجددن طبق محاسبات و با توجه به سرعت نسبی تان، شما هرگز نمی توانید تمام آنچه می خواهید را در این مدت زمانی تجربه کنید.

 آقای شمع  در روشنایی و درخشش نورش نگاهی به چهره ریاضیدان انداخت و به روشنی دید که ریاضیدانان عجب موجودات مزخرفی هستند و با حساب کتاب هایشان چکونه سادگی و امید را تباه می کنند. آقای شمع به ریاضیدان نزدیک شد و او را از ته دل بوسید و کنار گذاشت و ریاضیدان درجا آتش گرفت. آقای شمع کورنومتر را برداشت و مدت زمان سوختن ریاضیدان را اندازه گرفت. سپس فاصله نسبی دو ریاضیدان از یکدیگر را بر سرعت نسبی خودش تقسیم کرد، عدد حاصل را با مدت زمان سوختن ریاضیدان جمع کرد و نتیجه را بر باقی مانده ی عمر خودش تقسیم نمود و از این طریق تعداد نسبی ریاصیدانانی که می توانست تا عمر دارد نابود کند بدست آورد. و به راه افتاد تا دخل هر چی ریاضیدان روی زمین هست را بیاورد.

اما آقای شمع از یک چیز خبر نداشت! اینکه اکنون او خودش هم دیگر یک ریاضیدان بود!





:: مرتبط با: موضوعات جالب ریاضی ,
ویژگی هندسی مثلث
چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت 04:01 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست جواد کلانتری | ( نظرات )
با دانستن خصوصیات بعضی از خطوط مانند ارتفاع یا عمود منصف و یا میانه میتوانیم به نتایج جالبی در مورد دست پیدا کنیم. برخی از این نتایج را بیان میکنیم: 
اگر بر سه ضلع مثلث خطوطی را عمود میکنیم به طوریکه این خطوط اضلاع را نصف نمایند.(در واقع عمود منصف اضلاع را رسم میکنیم)در این صورت محل برخورد این سه خط، مرکز دایره ای خواهد بود که مثلث را احاطه میکند . به این دایره، دایره محاطی گویند.این دایره طوری رسم میشود که از سه راس مثلث عبور کند. 
طبق قضیه فیثاغورث اگر مرکز دایره محاطی روی یکی از اضلاع قرار گیرد آنگاه زاویه مقابل آن ضلع قائم خواهد بود.به عبارتی دیگر مثلث ما قائم الزاویه خواهد بود. اگر مرکز دایره درون مثلث باشد ،مثلث ما یک مثلث حاده خواهد بود و اگر بیرون مثلث باشد، مثلث از نوع منفرجه خواهد بود. 
ارتفاع مثلث خط راستی است که از یک راس مثلث عبور کرده و بر ضلع مقابل آن راس عمود میشود.ضلعی را که ارتفاع بر آن عمود است را قاعده مثلث گویند.طول ارتفاع ، فاصله بین راس و قاعده نظیر ارتفاع است.اگر سه ارتفاع مثلث را رسم کنیم این سه ارتفاع همدیگر را در داخل مثلث قطع میکنند مگر در حالتی که مثلث ،منفرجه باشد. 

img/daneshnameh_up/3/3c/NIM2.jpg
محل برخورد نیمسازهای مثلث 
مرکز دایره محیطی است.


نیمساز یک زاویه از مثلث خط راستی است که از یک راس مثلث گذشته و آن زاویه را به دو قسمت مساوی تقسیم کند. 
اگر نیمسازهای سه زاویه مثلث را رسم کنیم این خطوط در نقطه ای درون مثلث همدیگر را قطع خواهند کرد.این نقطه مرکز دایره محیطی مثلث خواهد بود.این دایره درون مثلث قرار دارد به طوریکه اضلاع مثلث، خطوطی مماس بر دایره هستند. 

میانه یک مثلث خط راستی است که از راس مثلث گذشته و ضلع مقابل آن را به دو قسمت مساوی تقسیم میکند. سه میانه مثلث یکدیگر را در نقطه ای به نام مرکز مثلث قطع میکنند البته این نقطه مرکز ثقل مثلث نیز میباشدهمچنین این نقطه هر میانه مثلث را به نسبت 1 به 2 تقسیم میکند به طوریکه فاصله میان راس مثلث تا این نقطه دو برابر فاصله این نقطه تا نقطه میانی ضلع مقابل راس است. 

روابط بین ضلع ها

در مثلث مجموع هر دو ضلع، بزرگتر از ضلع سوم است. در مثلث هر ضلع، بزرگتر از تفاضل بین دو ضلع دیگر است. 

روابط بین زوایا

  • مجموع زاویه های داخلی مثلث 180 درجه است.
  • مجموع زاویه های خارجی مثلث 360 درجه است.
  • هر زاویه خارجی برابر مجموع دو زاویه داخلی مجاور آن است.

روابط بین ضلع ها و زوایا

  • در مثلث زاویه مقابل به ضلع بزرگتر از زاویه مقابل به ضلع کوچکتر بزرگتر است. ضلع مقابل به زاویه بزرگتر از ضلع مقابل به زاویه کوچکتر بزرگتر است. زوایای مقابل به اضلاع برابر برابرند و برعکس. هر مثلث متساوی الساقین متقارین است. عمود از رأس به قاعده مثلث متساوی الساقین قاعده و زاویه رأس آن را نصف می کند. زوایای قاعده مثلث متساوی الستقین برابرند.
  • در مثلث قائم الزاویه زوایای حاده متمم اند. در مثلث قائم الزاویه متساوی الساقین، زوایای قاعده 45 درجه اند.
  • در مثلث متساوی الاضلاع تمام زوایای داخلی برابرند، هر یک 60 درجه است.
  • مثلثهای متساوی الاضلاع سه محور تقارن دارند.
  • اگر یکی از زوایای مثلث قائم الزاویه ای 30 درجه باشد، ضلع مقابه به آن نصف وتر است.



:: مرتبط با: ریاضیات پایه (مدرسه) , موضوعات جالب ریاضی ,
جملاتی زیبا از بزرگان علم
چهارشنبه 16 اسفند 1391 ساعت 03:53 ب.ظ | | نوشته ‌شده به دست جواد کلانتری | ( نظرات )
آلبرت انیشتین :

تفاوت بین نابغه و کودن بودن در این است که نابغه بودن محدودیت های خودش را دارد




ادامه مطلب
:: مرتبط با: موضوعات جالب ریاضی ,